انکه ویران شده از یار مرا میفهمد...
آنکه تنها شده بسیار مرا میفهمد...
چه بگویم ؟که چنان از تو فرو ریخته ام...
که فقط ریزش آوار مرا میفهمد...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 2:22 توسط سارا |
به ماه شلیک کن!
حتی اگر به هدف هم نزنی !
در میان ستارگان فرود خواهی آمد!!!![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 2:16 توسط سارا |
اگر روزي دشمن پيدا کردي بدون در رسيدن به هدفت موفق بودي. اگر روزي تهديدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزي خيانت ديدي بدون قيمتت بالاست. اگر روزي ترکت کردند بدون با تو بودن لياقت ميخواد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 4:58 توسط سارا |
از پاسخ من معلمان آشفتند! از دهانشان هر چه در آمد گفتند!! اما به خدا هنوز من معتقدم... از جذبه ی توست که سیب ها می افتند!!!![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 4:54 توسط سارا |
سلام دوستای گلم
یه چند تا عکس قشنک گذاشتم واستون امیدوارم خوشتون بیاد... نظر یادتون نره...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 11:54 توسط سارا |
عشق اگر وجود داشته باشد اولویت اول زندگی آدم می شود پس... نگو عاشقمی! وقتی به فکر همه هستی جز من!!!
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:48 توسط سارا |
دلبرم اندر خیال خود نمایی می کند در فراقش این دل من بینوایی می کند او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من کار دل را بین !!که بهرش بیقراری می کند./
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:47 توسط سارا |
من آمده ام که با تو راهی بشوم آنی که تو از دلم بخواهی بشوم دریا بغلم کن! بغلم کن دریا! می خواهم از این به بعد ماهی بشوم... 
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:47 توسط سارا |
بیهوده در اضطراب ماندیم همه! در تاب و تب و عذاب ماندیم همه!! این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد!!! عشق آمدو رفت و خواب ماندیم همه!!!! 
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:42 توسط سارا |
در اوج یقین اگر چه تردیدی هست... در هر قفسی کلید امیدی هست چشمک زدن ستاره در شب یعنی توی چمدان ماه خورشیدی هست !!
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 12:39 توسط سارا |
تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت
می توان گفت که من چلچله ی لال توام
مثل یک پو پک سرما زده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای پرو بال توام

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 8:1 توسط سارا |
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد
.وسعت تنهائيم را حس نکرد
.در ميان خنده هاي تلخ من
.گريه پنهانيم را حس نکرد
.در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد
.آن که با آغاز من مانوس بود
. لحظه پايانيم را حس نکرد...
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 7:34 توسط سارا |
سخت است هنگام وداع ....
پاره اي از وجو تو را نيز همراه با خود ميبرد!!!
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 7:31 توسط سارا |